Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/46/d774907517/htdocs/divanpress/wp-includes/post-template.php on line 284

Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/46/d774907517/htdocs/divanpress/wp-includes/post-template.php on line 284

Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/46/d774907517/htdocs/divanpress/wp-includes/post-template.php on line 284

Warning: count(): Parameter must be an array or an object that implements Countable in /homepages/46/d774907517/htdocs/divanpress/wp-includes/post-template.php on line 284
دسامبر 012013
 

چرخِ آسیاب را چرخاندم و چرخاندم

به پروازی بلندتر از آسمانِ خاوران،

زخم بال خشکید

 

تا دریا نوردِ پیر راه خود باز یابد

بر فرازِ اقیانوسی گرم

در ژرفنای کبودْ نهالِ ستاره ای نشاندم

 

بر بوته ی سترون کاکتوس، غنچه ناپیدا،

ماهِ خجل را در بستر کاکتوسها راندم

مهتاب، خونین و سرفراز بدر آمد

دخترانِ سرخ جامه،

نرم، به جلوه ی جادو،

در بارگاهِ سرسبزِ نسیم رقصیدند

چشمه ها جوشان، کاروان اتراق کرد

 

نو جوانی شدم مویْ ژولیده،

بر آستانی چنگ زدم،

جرقه ای مرا افروخت،

و در کهکشانی بی پایان رهایم کرد

های وهای اشک ریختم، برای دورترین سیاره ی سرد،

شاید …،

تب کند

و لَرزِ او

کاج بی برگ را

جنگلی سازد پر از وحش

برکه را دریایی

مرغان، پُرهیاهو بر موج  پَر کشند

ناخدا بر عرشه،

و ژرفنای کبود، خوشه خوشه نقره افشاند

 

و به آنکه شباهنگام مرا بر پرتگاهی

معلق

خود بر شاخه،

چشم در چشمم،  بر منظر من راه می بست

سنگ پراندم،

ناله ای کرد، پرید و رفت

و من از دریای شب

خشک بدر آمدم

خورشید بدورم چرخید

در وهمی،

نوکِ پر تپش پرگار را بشکستم،

زمین مرا در خود فرو برد، افسانه شدم

دست در گردنِ ملکه ی سبا،

نه در جام،

لبانم را به پستان چشمه ها چسباندم

شهد ریشه ها را

نوشیدم و نوشیدم

پشیمان و خسته از خدایان، با هُدهُد پَر ریخته

آفتاب را به زیرِ آسمانی کبود،

به تمنا  فریاد می زدیم

که آراسته و عبوس،

با منطق سنگ،

در زدی

و جهان،

اتاقِ محقرِ نیمه تاریکی شد

هراس انگیز،

سرشار از روزمره گی ها.

 

آتلانتا، نوامبر ۲۰۱۳

*سه خط اول اقتباسی از: شاهین ام و خون بر پرهایم نشسته است، چرخ زمان اما هنوزمی چرخد و بزودی بالهایم خشک می شوند (شعر ترانه ی «عقاب و باز» از جان دنور و مایک تایلور)   John Denver

 

I am the hawk, and there’s blood on my feathers.

But time is still turning, they soon will be dry.

 Posted by at 1:26 ب.ظ

 Leave a Reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: