دسامبر 192018
 

به خانه که رسیدم چهره در چهره به آینه خیره شدم و با هراس،‌ رنگ و لعاب پاک کردم و لبهایم را از لبخندی که چون قطره روغنی بر آب نشسته بود، شستم بوران بود و دست و پایم و شاخه های بید در باغچه همه می لرزیدند بوران، جای پایِ رفتگان را می روبید […]

 Posted by at 10:12 ب.ظ