ژانویه 152010
 

اندیشه های خاک


باغ بوی مرده می دهد

با کوه لاشه های کرم کرده

آخرین گل

که بر شاخسار خشکید

جسد هایمان باد کرد

در شتاب تلاشی‌شان

از ورم کودها

بسان آواز های دور از فهم

بر شاخه های شاه توت

کرمها آویزانند

حتی این کلاغ پیر حریص

با اشتهای زمختش

با قارقار انزجار

گرسنه پر می گیرد

تا که ما در مرگ باغ می گرییم

اندیشه های خاک را

سار کوچکی

به افق های دور دست می رساند


مرضیه شاه‌بزاز

آتلانتا، جولای ۲۰۰۸

 Posted by at 10:58 ب.ظ

  One Response to “اندیشه های خاک”

  1. ممنون شاعر بزرگ و هشيار. ممنون.
    شرمنده از اينکه دير به دستبوست ميآيم.
    صادقانه.
    هادي خرسندي

 Leave a Reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: