ژانویه 132010
 

ترانه

برای ترانه (های)  موسوی

 

بی ترانه ی مرغی

جنگل خاموش و دلگیر است

طوطیان لال میشوند

تاب گفتن ندارند

قصه ی خاموشی مرغکان را

ماهیان بر موج میرانند

سیاحی بیخواب در دریا

دل از سینه ی اندوه میکشد بیرون

آواز ناگفته را میخواند

نابکاران

سر شکسته

به شب زوال خود میاندیشند

طوطیان سرخ پر میریزند

دوامی سبز در جنگل باز میروید

و ترانه

ترانه ی بیشمار واژه

یکروزه درس صد ساله آموخته

گلزار پر زمزمه ی نیلوفر دربا میگردد.

 

اوت 2009

 Posted by at 8:46 ب.ظ

 Leave a Reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: