نوامبر 172014
 

“به کودکان”

دشت کبود و سبزی

ابرِ سپیِد دشتم

جرقه ای!

آتش زن، ببارم

بر سنگچین باغی

امشب اگر ببارم

بر باغ میوه آرم

افسرده دستی شاید

از شاخه میوه چیند

گازی زند، ببیند

آنچه که پیش چشمش،

شفاف چون زمرد

بود و او نمی دید.

اکتبر ۲۰۱۴

 Posted by at 10:45 ب.ظ